Tuesday, 11 May 2010

Thursday, 6 May 2010

شکنجه گروهی زندانيان در شکنجه گاه مخوف بند 1 معروف به سگدونی

بنابه گزارشات رسيده به "فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران"، 3 زندانی بی دفاع در بند 1 زندان گوهردشت به مدت طولانی مورد شکنجه های وحشيانه پاسداربندها و گارد زندان قرار گرفتند. شکنجه ها به حدی شديد بود که دستهای آنها شکسته شده و بدنشان خونين و کبود می باشد.
يکشنبه شب 12 ارديبهشت ماه در انتهای سالن 2 بند 1 که سلولهای انفرادی معروف به سگدونی در آن قرار دارد سلولی وجود دارد که حسينيه ناميده می شود و تعداد از زندانيان در آن زندانی هستند.پاسداربندها به زندانيان بی دفاع با باتون يورش می برند و آنها را وحشيانه مورد ضرب وشتم قرار می دهند که منجر به اعتراض شديد زندانيان و درگيری بين آنها و پاسداربندها می شود. يکی از پاسداربندها به نام زينلی که از شکنجه گران سلولهای انفرادی است و مورد نفرت زندانيان اين بند می باشد توسط زندانيان بشدت گوشمالی می شود و به بهداری زندان منتقل می شود.ساير پاسداربندهای اين سالن بسته را ترک و متواری می شوند.
حوالی ساعت 23:30 انبوهی از نيروهای گارد زندان به شکنجه گاه زندان گوهردشت که در بند 1 می باشد و به تصرف زندانيان در آمده بود يورش می برند که با مقاومت زندانيان مواجه می شوند.. زندانيان برای دفاع از خود و دفع حملۀ آنها اقدام به سوزاندن پتوهای خود می کنند. نيروهای گارد به آنها قول ميدهند که در صورت باز کردن درب شکنجه گاه به خواسته های آنها رسيدگی می کنند. ولی نيروهای گارد به فرماندهی فردی بنام آقايی برخلاف قولی که داده بود به آنها يورش می برد و سه زندانی بی دفاع به نام های حسن شريفي،بهرام تصويری و محمد محمدی را ابتدا به آنها دستبند و پابند و چشم بند می زند و آنها را وادار می کند که از تونلی که دو طرف آن گارد زندان قرار گرفته اند حرکت رفت و برگشتی داشته باشند همزمان با آن از دو طرف آماج باتونهای آنها قرار می گيرند و هر کدام از آنها بر روی زمين می افتد بصورت وحشيانه مورد ضرب و جرح قرار می گرفت.
شکنجه وحشيانه زندانيان تا ساعت 12:15 دقيقه ادامه داشت.از صدای زجه ها و ناله های آنها زندانيان ساير سالن ها بيدار شدند و حتی بند کناری صدای فريادهای آنها را می شنيد.3 زندانی فوق بشدت شکنجه شده اند و دستان آنها در اثر ضربات باتون شکسته شده است و بدن آنها خونين و کبود است. سپس با همان حالت به سلولهای انفرادی منتقل شدند.
اين چهارمين بار است که اين شکنجه گاه در اعتراض به شکنجه های وحشيانه و شرايط قرون وسطائی به تصرف زندانيان در می آيد و هر بار زندانيان توانسته اند به بعضی از خواسته های خود بطور موقت برسند ولی بعد از مدتی شرايط به حالت اوليه خود بازگشته است.
شرايط و وضعيت اين شکنجه گاه به حدی حاد و طاقت فرسا است که زندانيان برای رهايی يافتن از آنجا اقدام به خودکشی می کنند.
فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، شکنجه وحشيانه و قرار دادن زندانيان در شرايط قرون وسطائی در شکنجه گاه مخوف زندان گوهردشت کرج را محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر وگزارشگر ويژه شکنجه سازمان ملل متحد و ساير مراجع بين المللی خواستار اقدامات عملی برای پايان دادن به جنايت عليه بشريت در زندانهای اين رژيم است.
فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران
14 ارديبهشت 1389 برابر با 4 می 2010
گزارش فوق را به سازمانهای زير ارسال گرديد:
کميساريای عالی حقوق بشر
کمسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا
سازمان عفو بين الملل
گزارشگر ويژه شکنجه سازمان ملل متحد
.
Read more!

تداوم بازداشت سه تن از فعالين صنفی معلمان

خبرگزاری هرانا - با گذشت يک هفته از بازداشت دبير کل سازمان معلمان ايران و دو تن از اعضای ارشد کانون صنفی معلمان ايران، ايشان کماکان در بند امنيتی 209 زندان اوين محبوس اند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، بازداشت علی رضا هاشمی دبير کل سازمان معلمان ايران، علی اکبر باغانی دبيرکل کانون صنفی معلمان و محمد بهشتی لنگرودی سخنگوی اين کانون با توجه به سپری شدن روز معلم در حالی ادامه می يابد که تاکنون قرار بازداشتی برای ايشان صادر نشده و در اصل بازداشت ايشان غيرقانونی است.

گفتنی است ايشان صبح روز چهارشنبه، هشتم اردی بهشت ماه با مراجعه ی ماموران وزارت اطلاعات به منازل شخصی شان بازداشت شدند.
. شواهد حاکی از آن است که بازداشت هاشمي، باغانی و بهشتی لنگرودی و فشار بر ديگر معلمان، بيانيه ای باشد که شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی معلمان در اعتراض به صدور احکام سنگين حبس و اعدام برای معلمان زندانی صادر و در پی آن اعلام کرده بود که از ۱۲ تا ۱۸ اردی بهشت ماه دست به اعتصاب غذا مي‌زنند.

اين در حاليست که روز يکشنبه 12 اردی بهشت ماه نيز نيروهای امنيتی با معلمانی که در ابن بابويه بر سر مزار ابوالحسن خانعلی گرد هم آمده بودند، برخورد بسيار بدی داشتند و برای متفرق کردن جمعيت اقدام به ضرب و شتم ايشان و بازداشت بسياری از آنان نمودند. برخی از اين افراد پس از اخذ تعهد کتبی مبنی بر عدم حضور در هرکونه تجمعی آزاد شدند.
.
Read more!

خانواده هاى زندانيان سياسى همچنان مقابل زندان اوين چشم به راه آزادى عزيزان خود


به گزارش خبرنگارآژانس ايران خبر روز سه شنبه ساعت 2100 در حاليكه خانواده هاى مقابل اوين تجمع كرده و خواستار آزادى عزيزانشان بودند , سه زندانى جوان به نام هاى حسام( 20 ساله ) , امير حسين (22 ساله ) وزهر ا از زندان آزاد شدند وموجى از شعف وشادى جمعيت را در برگرفت . حاميان مادر ان عزادار نيز حضور داشته و با حضور گرم خود به خانواده هاى زندانيان دلدارى ميدادند .
Read more!

افشای جزئيات بازداشتگاه سروش ۱۱۱«کهريزک» در گفتگو با مهدی خزعلی

افشای جزئيات بازداشتگاه سروش ۱۱۱«کهريزک» در گفتگو با مهدی خزعلی

در پی انتشار نامه سرگشاده مهدی خزعلی به رييس قوه قضائيه درباره به‌ کارگيری مجدد بازداشتگاه کهريزک، مهدی خزعلی درمورد جزئيات احيای اين بازداستگاه می گويد" بازگشايی مجدد کهريزک تحت پوشش يک نام ديگر، به نوعی اعلام خطر محسوب می شود که مسئولان پيش از بروز بحرانی مشابه رسوايی کهريزک بايد در صدد پيگيری بر آيند .او می گويد"بايد خود آقای مرتضوی نيز در کنار ساير متهمان بازخواست و مورد مواخذه قرار گيرد اما متاسفانه دستگاه قضايی ما يک دستگاه مستقل نيست و بررسی پرونده کسی که پيش از اين در جايگاه دادستانی بوده است نيز چندان آسان نيست. قضات تحت فشارهای زيادی هستند تا آنجا که اگر بگويم دادگاه متهمان کهريزک و صدور احکام برای آنها هم فرمايشی است شايد چندان بيراه نگفته باشم"،متن کامل اين مصاحبه که در سايت وی نيز آمده، در پی می آيد: ـ آقای دکتر شما گفته ايد منابع موثق، خبر آغاز به کار دوباره بازداشتگاه کهريزک را در اختيارتان قرار داده اند ممکن است بفرماييد اين منابع موثق مشخصا چه کسانی بوده اند؟
.
ـ طی ديداری که با يکی از مقامات عالی رتبه دستگاه قضايی کشور داشته ام، ايشان به عنوان دردل نکاتی را در مورد وضعيت بازداشتگاه غيراستاندارد کهريزک مطرح کردند و در عين حال خبر دادند که علی رغم دستور مقام رهبری مبنی بر تعطيلی اين بازداشتگاه غيراستاندارد، کسانی به شکل خودسر اقدام به بازگشايی مجدد اين بازداشتگاه کرده اند اين مقام عالی رتبه قضايی همچنين از تغيير نام بازداشتگاه کهريزک به سروش ۱۱۱ خبر داده و بسيار ابراز نگرانی کرد



ـ يعنی کسی که خبر را به شما داده است، در حال حاضر در دستگاه قضايی سمت دارد؟





ـ ايشان يکی از مسئولين مستقيم قوه قضاييه استان تهران است. البته اين يک موضوع جديدی نيست و در واقع اوايل فروردين، خبرهای جسته گريخته ای از آغاز به کار مجدد کهريزک به گوشمان رسيد که با پيگيری های بعدی مشخص شد که اين خبر متاسفانه واقعيت دارد.



ـ بر اساس خبر دريافتی شما آيا به کارگيری مجدد اين بازداشتگاه به معنی فعاليت دوباره بازجويان و دست اندرکاران سابق کهريزک است و يا احيانا کسانی در اين بازداشتگاه همچنان نگهداری می شوند؟





ـبله متاسفانه اين بازداشتگاه زندانی دارد و کسانی که در جريان اعتراضات پس از انتخابات دستگير شده اند در اين بازداشتگاه نگهداری می شوند. در حالی که وقتی دستور تعطيلی يک بازداشتگاه صادر می شود بی شک نگهداری زندانی در چنين بازداشتگاهی تنها به واسطه تغيير نام آن نمی تواند قانونی باشد. لذا به دنبال دريافت چنين اخبار نگران کننده ای تصميم گرفتم مراتب را از طريق نامه سرگشاده ای به اطلاع آقای لاريجانی رياست محترم قوه قضايی برسانم تا ايشان پيگير ماجرا باشند.



آيا در جريان هستيد که اين بازداشتگاه زير نظر چه کسانی مديريت می شود؟





گفته شده، آقای سردار رادان نيز با هلی کوپتر از محل اين بازداشتگاه بازديد کرده است و...



ـ آيا پيش از اين مکاتباتی با سردار رادان هم داشته ايد تا صحت و سقم اخباری که در اختيارتان قرار گرفته بود را جويا شويد؟



ـاز ديدگاه ما که عزيزان مان را زير شکنجه از دست داده ايم، سردار رادان و سعيد مرتضوی به عنوان متهمان اصلی پرونده کهريزک محسوب می شوند و طبيعی است که هيچ ضرورتی برای نامه نوشتن به متهم وجود ندارد. به اين دليل به آقای لاريجانی نامه نوشته ام که ايشان در روزهايی که چهار تن از زندانيان بنا به اقرار و گزارش خود نهادهای امنيتی در زير شکنجه در کهريزک کشته شدند، رياست قوه قضاييه را عهده دار نبودند، لذا نامه را به شخص ايشان نوشته ام تا مبادا خارج از دستگاه قضايی بازداشتگاه کهريزک دوباره احيا شود.



آيا از طريق های نهادهای ديگر هم پيگير اين موضوع شده ايد؟





مجلس شورای اسلامی به عنوان يک قوه ناظر بر عملکرد دستگاه های اجرايی و قضايی پس از ارسال نامه به رييس قوه قضايی در جريان اين مسئله قرار دارد و همانطور که آقای داريوش قنبري، سخنگوی فراکسون اقليت مجلس، گفته اند در صورت فعاليت مجدد اين بازداشتگاه بايد با متخلفان و کسانی که برخلاف نظر مسئولين عمل کرده‌اند با شدت و قاطعانه برخورد شود. اما متاسفانه در سيستم مديريت کشور فعلا پاسخگويی تعطيل است و عملا کسی خودش را مسئول پاسخگويی به اخبار نگران کننده ای که در مورد مسائل جاری می رسد نمی داند. به هر حال بازگشايی مجدد کهريزک تحت پوشش يک نام ديگر، به نوعی اعلام خطر محسوب می شود که مسئولان پيش از بروز بحرانی مشابه رسوايی کهريزک بايد در صدد پيگيری بر آيند و اميدوارم که مجلس شورای اسلامی نيز به زودی کميته ديگری برای تحقيق و تفحص در زمينه بازگشايی مجدد کهريزک تشکيل داده و موضوع را به صورت جدی در دستور کار قرار دهد.



ـ مگر در موارد گذشته که مجلس کميته تحقيق و تفحص در مورد نحوه بازجويی ها و نگهداری زندانيان در بازداشتگاهها تشکيل داده بود به نتيجه مشخصی منتهی شده است؟



دغدغه اصلی همين است که در موارد گذشته کسانی چون علاءالدين بروجردی به عنوان نماينده ويژه مجلس روانه بازداشتگاهها و زندان ها شده بودند که متاسفانه واقعيت تاسف برانگيز وضعيت زندان ها را کاملا وارونه جلوه می دادند. به عنوان مثال آقای بروجردی در همان جريان تحقيق از زندان ها، گفته بودند آقای ابطحی در يک سلول پنجاه متری مجهز نگهداری می شد و همه چيز کاملا منطبق بر قانون بوده است. در حالی که در همان زمان و پس از آزادی ام از زندان، آقای بروجردی به ديدار پدرم آمده بودند که بنده همآنجا به ايشان گفتم اگر شما وضعيت و نحوه نگهداری آقای ابطحی را منعکس کرده ايد من هم يکی ديگر از زندانيان هستم که گزارش واقعی را در اختيار شما قرار می دهم و شما به عنوان يک نماينده مسئول وظيفه داريد اخبار بنده را هم منعکس کنيد که در يک سلول شش متری با وضعيت اسف باری که حتی گردش شب و روز هم در آن سلول مشخص نبود، نگهداری می شدم، در مدت بازداشت حتی يک روز هم از هواخوری که جزء شرايط اوليه نگهداری زندانی محسوب می شود بهره مند نبوده ام. آقای بروجردی هيچ جوابی به بنده ندادند. لذا اگر قرار باشد بار ديگر کسانی چون بروجردی در مورد آغاز به کار مجدد کهريزک تحقيق و تفحص کنند نمی توان اميد چندانی به گزارش مجلس داشت.



در مورد کسانی چون سعيد مرتضوی که اشاره کرديد به عنوان متهمان اصلی کهريزک محسوب می شوند مدتی است هيچ خبری منتشر نمی شود، شما می دانيد ايشان در حال حاضر کجا هستند و چه می کنند؟



ايشان پس از آنکه به عنوان معاونت دادستان کل کشور منصوب شدند، در يک اتاق کوچک و تقريبا در انزوا قرار گرفته اند. ديگر از آن اتاق کار بزرگ و سر و صداهای گذشته ايشان خبری نسيت اما ظاهرا خود آقای مرتضوی از اين انزوا استقبال می کند تا خيلی سر زبان ها نباشد چرا که می داند با قرار گرفتن در صدر خبرها بايد در مورد آنچه در کهريزک بر جوانان اين کشور رفته است خود او نيز پاسخگو باشد.



فکر می کنيد دستگاه قضايی به اتهامات سعيد مرتضوی هم رسيدگی کند يا پرونده کهريزک به ماجرای اعدام همان چندنفری که اعلام کرده اند ختم شود؟



اگر کسانی در پرونده ايشان اعمال نفوذ نکنند بايد خود آقای مرتضوی نيز در کنار ساير متهمان بازخواست و مورد مواخذه قرار گيرد اما متاسفانه دستگاه قضايی ما يک دستگاه مستقل نيست و بررسی پرونده کسی که پيش از اين در جايگاه دادستانی بوده است نيز چندان آسان نيست. قضات تحت فشارهای زيادی هستند تا آنجا که اگر بگويم دادگاه متهمان کهريزک و صدور احکام برای آنها هم فرمايشی است شايد چندان بيراه نگفته باشم.



به عنوان سوال آخر؛ آيا خود شما از افشای آغاز به کار دوباره بازداشتگاه کهريزک نگران نيستيد و آيا با شما تماسی از جانب مسولان امنيتی کشور گرفته نشده است تا شما را تحت فشار قرار دهند که در اين زمينه ديگر مطلب ننويسيد و يا مصاحبه ای انجام ندهيد؟


فشاری که بر روی زندگی شخصی من است چنان رنج آور است که حتی بچه های من هم گاهی اصرار می کنند تا پدرشان ديگر ننويسد و در معرض خطر دوباره بازداشت و زندان قرار نگيرد. پس همين نا امنی ها و فشارهای اقتصادی که ناشی از ايجاد محدوديت کامل در کار انتشارات من است، به اندازه کافی شکننده هست. همين که يک بچه از اينکه پدرش به يک مقام قضايی نامه بنويسد که هيچ کار غيرقانونی هم نيست، احساس نا امنی و نگرانی می کند به اندازه کافی می تواند مرا تحت فشار قرار دهد. اين روزها اين احساس نا امنی در همه جای کشور هست. ما ملت طنز پردازی داريم اما مردم ما اين روزها در کوچه و خيابان، حتی از يک شوخی ساده هم می ترسند، اين فضای ناامنی در زمان شاه هم وجود نداشت اما نمی شود در برابر همه چيز سکوت کرد.



با تشکر از شما


16 اردیبهشت 1389 09:29
Balatarin.
Read more!

پايدارى خانواده هاى زندانيان در مقابل اوين نظام را مجبور به آزادى چند زندانى دربند كرد

آژانس ايران خبر: نواده هاى زندانيان سياسى شب 14 ارديبشهت مثل شب هاى ديگر جلوى زندان اوين در انتظار آزادى عزيزانشان لحظه شمارى ميكردند . خانواده هاى زندانيان با انداختن زير انداز همگى بر روى زمين سرد ، يك شب ديگر را به انتظار مى گذراندند . يك زندانى 20 ساله كه 10 تير به اتهام واهى در بازداشت بسر ميبرد قرار بود كه آزاد شود , آثار تحمل فشار روحى در چهره پدر و مادر اين جوان به خوبى مشهود بود .
علت تاخير آزادى اين جوان تنها بدليل شركت نكردن او دراعترافات تلويزيونى بودكه با شجاعت آنرا نپذيرفته بود .
وقتی اين زندانى از درب اوين خارج شد چنان شور وشادی حاکم شد که وصف ناپذير بود و,پايين پله ها اين حاميان مادران عزادار بودند که با کف وسوت زدن به خانواده ها انرژی ميدادند وحسام را همراهی ميکردند. . بعد از او جوان ديگرى حدودا 22 ساله آزاد شد که اتهام او داشتن چند عکس از تظاهرات بود که حدود 10 ماه در بازداشت به سر برد
دخترجوان ديگر زندانى سوم بود كه از بند آزاد شد ,مادر پا به سن گذاشته اش به همراه برادرش برای آزاديش لحظه شماری ميکردند وقتی او آزاد شد اشک در چشمان برادر ومادرش جاری شد و مادرش بسيار خوشحال بود.
صحنه ها براى حاضرين بسيار منقلب كننده بود ,با آزادى آنها همه حاضران بهمراه خانواده زندانيان آزاده شده غرق شادى مى شدند ، گويى كه عضو خانواده خودشان آزاد شده است ،و بدين گونه خانواده هاى زندانيان در درد و غم و شادى يكديگر شريك ميشوند. به اميد فرا رسيدن روزى كه تمامى زندانيان دربند به آغوش خانواده هاى خود بازگردند.
كانون حمايت از خانوده هاى جانباختگان و بازداشتى ها
.
Read more!

تظاهرات اعتراضی در برابر سفارت ايران در کابل

صدها نفر در کابل در برابر سفارت ايران دست به تظاهرات اعتراضی زده و عليه اقدامات دولت ايران شعار داده اند.

روز پنجشنبه، 16 ثور/ارديبهشت (6 مه) برای دومين بار در يک هفته اخير، گروهی از شهروندان افغانستان با اجتماع در برابر سفارت ايران در کابل آنچه را که بدرفتاری حکومت ايران با پناهجويان افغان در آن کشور می دانند مورد انتقاد قرار داده اند.

تظاهرکنندگان شعارهای تندی عليه ايران سر دادند و از مقامات دولتی ايران خواستند تا "اعدام" پناهجويان افغان را متوقف کنند.

هفته گذشته نيز گروهی از شهروندان افغانستان با برپايی تظاهراتی در برابر سفارت ايران در کابل، به دادن شعارهايی عليه دولت ايران مبادرت کرده بودند.

تظاهرکنندگان در روز پنجشنبه که شمار قابل توجهی زن نيز در ميان آنان ديده می شدند، در شعارهای خود "استبداد، چه در کابل، چه در تهران" را محکوم کردند. تظاهرکنندگان در روز پنجشنبه که شمار قابل توجهی زن نيز در ميان آنان ديده می شدند، در شعارهای خود "استبداد، چه در کابل، چه در تهران" را محکوم کردند.

در اين تظاهرات، تصاوير مقامات ايرانی به آتش کشيده شد و در چند مورد، بين تظاهرکنندگان و ماموران انتظامی اطراف سفارت درگيری های مختصری روی داد.

اعتراض در افغانستان عليه دولت ايران اعتراضها پس از آن شدت آغاز شد که گزارشهايی در مورد اعدام شماری از پناهجويان افغان در ايران انتشار يافت.

هنوز دولت ايران در مورد اين اعدام ها اظهار نظری نکرده، اما دولت افغانستان گفته است که که شش نفر از پناهجويان افغان اخيرا در ايران اعدام شده اند.

در همانحال، برخی از اعضای مجلس نمايندگان افغانستان آمار اعدام شدگان افغان در ايران را به مراتب بيشتر از اين خوانده اند.

سفارت افغانستان در تهران مشخص نکرده است که آيا در مورد بازداشت، تشکيل پرونده، محاکمه و مجازات شهروندان آن کشور در ايران اطلاعاتی دريافت می کرده و آيا امکان ارائه خدمات کنسولی به متهمان، از جمله اعزام نماينده به جلسات محاکمه را داشته است يا نه.

پس از تظاهرات هفته پيش در کابل، وزارت امور خارجه ايران با احضار کاردار سفارت افغانستان در تهران، نسبت به آنچه که "تحرکات مشکوک" عليه ايران در افغانستان می خواند رسما اعتراض کرد.

به گزارش وزارت خارجه ايران، مديرکل آسيای غربی اين وزارتخانه در ملاقات با کاردار سفارت افغانستان، تحرکات اخير عليه ايران در افغانستان را "مشکوک" دانست و "نسبت به اظهارات غيرسازنده برخی مسئولان افغان که استناد به اخبار بنگاه های دروغ پراکنی صورت گرفته است، ابراز نگرانی کرد."

راديو دولتی ايران با پخش اين گزارش افزوده است که اخيرا برخی از مطبوعات افغانستان با استناد به "اخبار اغراق آميز، جعلی و بی پايه و اساس" درباره برخورد با آوارگان افغان مقيم ايران، عليه کشورمان جنجال رسانه ای به راه انداخته اند."

در مقابل، وزارت خارجه افغانستان اخيرا اعلام کرد که نسبت به چگونگی برگزاری جلسات دادگاه و روند رسيدگی قضايی به پرونده متهمان افغان در ايران نگران است.

مقامات افغان گفته اند تحقيق خواهند کرد تا اطمينان يابند روند محاکمه متهمان افغان عادلانه و منطبق با قواعد دادرسی بوده است.

اتهام بيشتر افغانهايی که در ايران زندانی هستند به موضوع قاچاق مواد مخدر ارتباط دارد.

وزارت خارجه افغانستان می گويد ايران و افغانستان توافق نامه ای را امضا کرده اند که بر اساس، هر يک از دو طرف ملزم شده است طرف ديگر را از اجرای احکام قضايی عليه شهروندان آن آگاه سازد.

16 اردیبهشت 1389 17:09
Balatarin.
Read more!